بصیر:سرویس خارجی -
موضوع اعتماد به آمریکا مدتی است نقل محافل برخی جریانات
سیاسی و رسانههای داخلی شده است. طرفداران این رویکرد میگویند نباید صداقت آمریکاییها را به طور کلی نفی کرد و برای جلب اعتماد آنها باید حتی «مرگ بر آمریکا» هم نگفت.
افشای جاسوسیهای بیسابقه آمریکا از کشورهای جهان اما نشان داد این کشور واقعاً قابل اعتماد نیست و باید به صداقت آنها با تردید جدی نگریست. نکته قابل توجه اینکه ایالات متحده آمریکا حتی به نزدیکترین و کلیدیترین متحدان خود نیز رحم نکرده و سالهاست از آنها و مردمانشان جاسوسی میکند. آلمان، فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، کره جنوبی، ژاپن و... و اینک عربستان سعودی قربانیان اصلی و از مهمترین اهداف جاسوسیهای آمریکا هستند. سؤال جدی که در این بین مطرح شده این است که وقتی آمریکا هیچ خط قرمزی را برای رسیدن به منافع غیرمشروع خود متصور نیست و در این بین حتی به نزدیکترین متحدین خود هم رحم نمیکند، ایران چگونه میتواند سخن از صداقت آمریکا به میان آورد. با این تفاسیر لازم است دولتمردان محترم کشورمان فریب لبخندهای دیپلماتیک آمریکا را نخورده و به ماهیت واقعی آمریکا که دشمن قسم خورده اسلام و کشور است توجه ویژهای داشته باشند.
بصیر:در پی اظهارات اخیر برخی دولتمردان و جریانهای سیاسی درباره موجودی خزانه کشور، وزیر اقتصاد دولتهای نهم و دهم با حضور در برنامه پایش شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی به موارد مطرح شده پاسخ داد.
سید شمسالدین حسینی ابتدا درباره مغایرتهای آماری به وجود آمده بین دولتهای جدید و قدیم اظهار کرد: چیزی که باید مدنظر قرار گیرد استفاده از نهادها و مراجع رسمی برای دریافت اطلاعات است و برخی از این آمارها که از سوی بعضی ارائه میشود بدون توجه به مراجع رسمی و غیر تخصصی هستند که قطعا نیازی به پاسخ دادن به آنها نیست.
حسینی ادامه داد: مغایرت آماری بین این دولت و دولت قبل در بعضی از نقاط طبیعی است به این دلیل که در فواصل زمانی مختلف ارائه میشود که ممکن است به همین دلیل تفاوت کند، اما در این بین نکته با اهمیت نوع پرداختن به این مسائل است که بعضی از آنها نیاز به پاسخگویی دارد.
ما در چنین عصری زندگی میکنیم
ما در عصری هستیم که:
- جنایتکاران به جای توبیخ و تأدیب، تحسین و تأیید میشوند.
ما در عصری بسر میبریم که:
- سازمانهای به اصطلاح حقوق بشر، نگهبان منافع ظالمانه ابرجنایتکاران و مدافع ستمکاری آنان و بستگان آنان هستند.
آئین انقلاب اسلامی - ص 428
پای درس علی(ع) |
بداخلاقی
نوعی دیوانگی است
تندخویی بیمورد، نوعی دیوانگی است.
زیرا تندخو پشیمان میشود.
و اگر پشیمان نشد، بنابراین دیوانگی او پایدار است!
نهجالبلاغه
حکمت 255
مرحوم آیتالله مجتهدی تهرانی: کارهای بدمان را استغفار کرده و از خدا بخواهیم و تصمیم بگیریم که فردا دیگر این گناهان را انجام ندهیم. شببهشب باید حساب کنیم وگرنه زیاد میشود و روز قیامت گرفتار میشویم.
بصیر:گفت: در جلسه علنی دیروز مجلس در حالی که وزرای پیشنهادی و یا نمایندگان موافق و مخالف سخنرانی میکردند، بسیاری از نمایندگان مشغول صحبت کردن با یکدیگر بودند.
گفتم: شاید از قبل میدانستند که سخنرانان میخواهند چه چیزی بگویند!
گفت: مرد حسابی! از کجا میدانستند؟! باید به حرفها دقت میکردند تا برای رای دادن اطلاع کافی داشته باشند، ولی انگارنهانگار که سخنران برای آنها حرف میزند.
گفتم: چه عرض کنم؟! نیمه شب بود و اتوبوس در جاده حرکت میکرد. یکی از مسافران وقتی دید بیشتر مسافرها خوابیدهاند، پیش راننده رفت و گفت: داداش! همه خوابیدهاند، تو برای کی اینجور با دقت داری رانندگی میکنی؟!
بصیر:پایبندی به مرزهای اعتقادی و فرهنگی کشور، امری است که به حق از رئیسجمهور محترم، با سوابقی که از ایشان سراغ داریم انتظار میرود و مواضع ایشان در پاسداری و حراست از مرزهای عقیده و فرهنگ، نیز موید همین انتظار است. هدایت دولت توسط شخصی در کسوت روحانیت این انتظار را مضاعف و وعدههای ایشان بخصوص در مجلس شورای اسلامی در جریان معرفی وزرا با تذکر ایشان در خصوص پاسداشت ارزشهای اسلامی و انقلابی امیدهایی را در این عرصه به وجود آورد. اما ظاهرا عدهای تغییر دولت را با تغییر نظام و یا عقاید مردم برابر میدانند و علیرغم پافشاری دولت بر ارزشهای مصرح قانونی و دینی، ساز ناکوک خود را میزنند و درد دل خود را میگویند! مشکل وقتی پیچیدهتر میشود که با سکوت و انفعال دولت این سخنان به عنوان مواضع دولت به خورد جامعه داده میشود و این خود آغاز مشکلاتی بزرگ برای دولت است.
ادامه مطلب ...
حضرت امام خمینی(ره): آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند... ما آمریکا را زیر پا میگذاریم.
گفت: مگر روی بیلبوردهایی که در خیابانهای تهران نصب شده بود چی نوشته بودند که دیروز همه را جمع کردند؟
گفتم: در این بیلبوردها تاکید شده بود که آمریکا صداقت ندارد و نباید به آن اعتماد کرد.
گفت: یعنی آنها که بیلبوردها را جمع کردهاند معتقدند آمریکا صداقت دارد؟!
گفتم: ولی الان دولتهای اروپایی که همپیمان سنتی و دیرینه آمریکا هستند هم به خاطر جاسوسی آمریکا از مقامات اروپایی، آمریکا را بیصداقت میدانند.
گفت: پس چرا، ما که اینهمه شاهد کینهتوزی آمریکاییها بودهایم برای اعلام صداقت آنها جوش میزنیم؟!
گفتم: چه عرض کنم؟! یارو دنبال دزد کرده بود، وقتی بهش رسید به جای اینکه دزد رو بگیره، ازش جلو زد!
بصیر:پیش از این هم- چند سال قبل- به این داستان عبرتانگیز از مثنوی مولوی اشاره داشتهایم و امروز تکرار آن را با توجه به برخی از مسائل این روزها بیمناسبت نمیدانیم. ملای رومی نقل میکند که «مجنون» در تب و تاب دیدار «لیلی» بر پشت ناقهای نشسته و آهنگ کوی «لیلی» کرده بود. شتر، اما در شهر «کره»ای داشت که به غریزهمادری و رابطه فرزندی، دل از او برنمیداشت. مجنون در این اندیشه که به کوی لیلی برود «هِِِِی» میزد و «ناقه» در اضطراب که از کره خود جدا نشود، پای رفتن نداشت.
همچو مجنون در تنازع با شتر
گَه شتر چربید و گَه مجنون حر
میل مجنون پیش آن لیلی روان
میل ناقه، پس سوی کره دوان
یکدم ار مجنون از او غافل شدی
ناقه گردیدی و واپس آمدی
یک دو روزه ره بدین منوالها
مانده مجنون در تردد سالها
مجنون به قول ملای رومی، چاره کار را در فرود آمدن از ناقه ناهمراه میبیند و اگرچه سختی میکشد و تلخی میچشد ولی به پای خویش راه میپیماید و در کوی لیلی به آرامش مینشیند، در حالی که از فرصت سوخته، این درس را آموخته که هرگز با ناقه ناهمراه، راهی کوی لیلی نشود.
شهید گرانقدر دکتر مصطفی چمران (ره): خدایا میخواهم فقیری بینیاز باشم تا جاذبههای مادی زندگی مرا از زیبایی عظمت تو غافل نگرداند.
«اعتمادسازی» یک مفهوم بینابینی و دوجانبه است و معمولا در مواردی به کار میرود که پیش بردن یک هدف به همکاری طرف یا طرفهای دیگر نیاز دارد و این موضوعی است که در همه سطوح مراودات اجتماعی- اعم از مراوده یک شخص با شخص دیگر، یک گروه با گروه دیگر، یک جامعه با جامعه دیگر و یک کشور با کشور و کشورهای دیگر- مطرح میباشد.
اعتمادسازی را بطور کلی میتوانیم در مواجهه با دو وضعیت ترسیم کنیم؛ وضعیتی که ما با «فرد یا جامعه همراه» سر و کار داریم و وضعیتی که ما با «فرد یا جامعه مخالف» روبرو هستیم مسلما اصول، روش و فعالیت ما در هر کدام از این دو باید با هم متفاوت باشد و جابهجا استفاده کردن از اصول و روشها نه تنها منطقی نیست که قطعا به نتیجه هم نمیرسد.
خداوند متعال میفرماید: «محمد رسول خدا-ص- و کسانی که با او هستند نسبت به کفار شدید و نسبت به مؤمنان رحیمند». کاملا واضح است که قرآن به همان اندازه که مومنان را به اعتماد به یکدیگر توصیه میکند به همان اندازه از اعتماد به کفار پرهیز داده و در آیاتی آن را موکول به شرایط خاصی کرده است.
تو را غایب نامیدهاند، چون «ظاهر» نیستی، نه اینکه «حاضر» نباشی.
«غیبت» به معنای «حاضر نبودن»، تهمت ناروایی است که به تو زدهاند و آنان که بر این پندارند، فرق میان «ظهور» و «حضور» را نمیدانند، آمدنت که در انتظار آنیم به معنای «ظهور» است، نه «حضور» و دلشدگانت که هر صبح و شام تو را میخوانند، ظهورت را از خدا میطلبند نه حضورت را. وقتی ظاهر میشوی، همه انگشت حیرت به دندان میگزند با تعجب میگویند که تو را پیش از این هم دیدهاند. و راست میگویند، چرا که تو در میان مائی، زیرا امام مائی، جمعه که از راه میرسد، صاحبدلان «دل» از دست میدهند و قرار ازکف مینهند و قافله دلهای بیقرار روی به قبله میکنند و آمدنت را به انتظار مینشینند...
و اینک ای قبله هر قافله و ای «شبروان را مشعله»، در آستانه آدینهای دیگر با دلدادگان دیگری از خیل منتظرانت سرود انتظار را زمزمه میکنیم.
ادعای محرمانه بودن مذاکرات ژنو، تعجب ناظران رسانهای و سیاسی را برانگیخته است.
دکتر ظریف پس از آن که در فیسبوک نوشت «محرمانه بودن یکی از شرایط توفیق مذاکرات است» دیروز هم در کنفرانس خبری اعلام کرد: «ما جزئیات را منتشر میکنیم و جزئیات را در اتاق مذاکرات مطرح میکنیم». او درباره پروتکل الحاقی نیز همین مضمون را تکرار کرد.
کاترین اشتون نیز دیروز گفته که «ما توافق کردیم درباره جزئیات صحبت نکنیم»! این ادعا در حالی مطرح شده که طرفهای غربی معمولا محتوای مذاکرات را برای فضاسازی بیشتر در رسانهها درز می دهند ضمن اینکه قبل و بعد از مذاکرات به لابیگری با مقامات رژیم صهیونیستی میپردازند.
با این وجود و در حالی که معمولا صهیونیستها و لابی ایپک و کنگره آمریکا و محافل مشابه در جریان جزئیات مذاکرات قرار میگیرند، از نگاه طرف ایرانی محرمانه تلقی کردن مذاکره چه مفهومی میتواند داشته باشد و نامحرم ماجرا جز افکار عمومی ایران و نمایندگان مجلس و رسانههای ایرانی چه کسانی دیگر میتوانند باشند؟!
بصیر:اظهارات ناپخته دکتر روحانی یک روز پیش از آغاز مذاکرات ژنو انتقاد محافل رسانهای را برانگیخت.
«دولت با یک خزانه خالی و انبوه بدهکاری روبهرو است». این جمله را رئیسجمهور در آستانه مذاکرات ژنو در دانشگاه تهران عنوان کرد. تعبیری که شبیه آن را در نیویورک در مقابل خبرنگاران آمریکایی عنوان کرده بود و گفته بود که اوضاع اقتصادی ایران بدتر از آن است که من تصور میکردم.
روزنامه رسالت با درج این مطلب نوشت: خالی کردن مشت کشور در شب مذاکره با 1+5 چه معنایی میتواند داشته باشد؟ بر اساس کدام یک از اصول مسلم تامین منافع ملی باید به طرف غربی تفهیم کرد که تحریمها اثرگذار بوده است. مذاکرهکنندگان با چه پشتوانهای باید مذاکره کنند. چرا که به خیال خام خود ایران را با «زانوان خونین» پای میز مذاکره بکشانند پس چرا دولتمردان به جای تکیه بر اقتدار کشور مرتب دم از ضعف و مشکل میزنند؟
این تحلیل میافزاید: پیش از این وزیر محترم خارجه در آستانه سفر پای منافع ملی را به میان کشید و خواسته بود کسی قضاوت زودرس نکند اما آیا این طریق درستی برای تحصیل منافع ملی است؟ در کدام کتاب روابط بینالملل جناب ظریف و دوستانشان خواندهاند که شب مذاکره باید مشت خودتان را خالی کنید و خود را برخلاف واقعیت در موضع ضعف قرار دهید. مردم عادی هم در معاشرتهای روزانه خود میدانند وقتی میخواهند جنسی را بخرند خود را زیاد طالب و خواهان نشان ندهند. وضعیت جیبشان را پیش هر کس و ناکس بازگو نکنند و...
در ادامه این نقد آمده است: هنوز چند سال از پخش تلویزیونی اعترافات هاله اسفندیاری، کیان تاجبخش و رامین جهانبگلو نمیگذرد که باز رئیسجمهور در اظهاراتی عجیب از دستگاه امنیتی و اطلاعاتی کشور میخواهد راههای دیپلماسی علمی را باز کند. تعجب از این موضع بیشتر از این روست که دیپلماسی علمی امروز در جریان است و کنترلهای محدودی نیز که صورت میگیرد بخشی از آن به خاطر حفظ جان دانشمندان ایرانی و بخش دیگر به این خاطر است که اساتید و یا دانشجویان در کنفرانسهای علمی در دام سرویسهای جاسوسی دشمن نیفتند.
http://www.kayhan.i
بصیر-حقاً در دوران دفاع مقدس، این شهر امتحان خوبى پس داد. جوانان عزیزى که امروز در مجموعهى مردم گیلانغرب و مجموعهى شهرستان زندگى میکنند، باید به خود ببالند که پدران آنها، مادران آنها، گذشتگان آنها یک چنین عظمت و شکوهى را در یک دورانِ بسیار سخت از خود نشان دادند
و الحمد للَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّةاللَّه فى الأرضین.
خداى متعال را بسیار سپاسگزارم که عمرى داد و توانستیم بار دیگر این شهر مقاوم و مردم غیور و عزیز آن را از نزدیک زیارت کنیم. حقاً در دوران دفاع مقدس، این شهر امتحان خوبى پس داد. جوانان عزیزى که امروز در مجموعهى مردم گیلانغرب و مجموعهى شهرستان زندگى میکنند، باید به خود ببالند که پدران آنها، مادران آنها، گذشتگان آنها یک چنین عظمت و شکوهى را در یک دورانِ بسیار سخت از خود نشان دادند. من آن روزها چند بار به گیلانغرب آمدم؛ هم در خود شهر، هم در ارتفاعات نزدیک به این شهر – منطقهى کوههاى برآفتاب و مناطق استقرار نیروهاى خودمان – و غربت نیروهاى مدافع را در این منطقه به چشم دیدم؛ لیکن با همهى این غربت، نشانههاى شجاعت و دلاورى این مردم هم آشکار بود. شهرى که نه فقط به وسیلهى بمباران، بلکه به وسیلهى تهاجم زمینى هم تهدید میشد، توانست بایستد، مقاومت کند و مردم، شهر را تخلیه نکنند. این یادبود بسیار عظیمى است از آن دوران سخت، و واقعاً جاى افتخار دارد.
ادامه مطلب ...در پرتو وحی |
صداقت
قرآن کریم:
و بگو:
پروردگارا!
مرا (در هر کار) با صداقت وارد کن و با صداقت خارج ساز.
و از سوی خود،
حجتی یاری کننده برایم قرار بده!
سوره اسراء - آیه 80
حضرت امام خمینی(ره): خط این بود که این قضیه مرگ بر آمریکا منسی (فراموش) شود.
بصیر:پس از بحثها و گفتوگوهای فراوانی که درباره سفر نیویورک و اقدامات بجا و نابجای آن مطرح شد و همزمان با تایید و تکذیب - بیفایده- آنچه که نابجا بودن آن از قبل هم معلوم بود، «نظرسنجی درباره ارتباط با آمریکا» خبری بود که منتشر شد اما به دلایلی که ذکر خواهد شد، در این مقطع انعکاس زیادی پیدا نکرد و ماند تا زمان مصرفش فرا برسد. درباره این نظرسنجی باید گفت:
1- اصل اطلاع از نظر افراد یا گروههای مختلف چیز بدی نیست و کسی نمیتواند با آن مخالفتی داشته باشد. به هرحال افراد بر اساس شرایط، نیازها، احساسات و دیگر عوامل، ممکن است در یک موضوع واحد نظرات مختلفی داشته باشند که این اختلاف نظرات، در شرایط منطقی میتواند موجب کمال و تعالی جامعه شود.
مواضع صریح حضرت امام خمینی(ره) درباره آمریکا و شعار مرگ بر آمریکا کمترین روزنهای برای کامیابی جریان تحریف مواضع ایشان باقی نمیگذارد.
حضرت امام با پیشبینی برخی جفاها و خیانتها، پیشاپیش به انتساب مواضع سازشطلبانه و غیرانقلابی به ایشان پاسخ گفتهاند آنجا که در وصیتنامه سیاسی- الهی خویش تاکید میکنند: «اکنون که من حاضرم، بعضی نسبتهای بیواقعیت به من داده میشود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود لهذا عرض میکنم آنچه به من نسبت داده شده یا میشود مورد تصدیق نیست مگر آن که صدای من، یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم.»
بدین ترتیب برخی تحرکات جریان سازشطلب و نفاق که به واسطه نفوذ برخی افراد در دفتر و سایت آقای هاشمی شارژ میشود، کمترین قابلیت انتساب به حضرت امام را ندارد. اما غیر از خالی بودن دست مدعیان «موافقت امام با حذف شعار مرگ بر آمریکا» از سند و مدرک، آنچه روشن و گویاست مواضع صریح حضرت امامخمینی(ره) است که بارها از صدا و سیما پخش شده و در صحیفه امام خمینی مضبوط است.
هرچند صحیفه امام انباشته از ادبیات انزجار از آمریکاست اما به عنوان نمونه به چند مورد از این کلمات نورانی ایشان اشاره میشود: